نوامبر 27, 2022

بهار

شعر از: ابوعمران مزمل
غرش ابر بهار و صفحۀ سبز زمین
فکر من شاد نموده و دلم بسته بدین
سینۀ سبز زمین وتنۀ سرخ تپه
فکر آن دشمن دیرین مرا ساخت حزین
ساز بلبل قدح گل تن دوتای عدو
دل ایتام وطن شاد نموده بیقین
رعدوبرق سرشمشیر من و فصل بهار
ز یهود و ز نصاری بدر آورده طنین
ای که امسال چه عجب سال عجبیست ای عجبا
نصرت حق شده با نگهت گل درج درین
بیوه های شهداء خواب همی بینند باز
که ز خون شهداء ماند گلستان برین
فتنه و ظلم و جفا جمله ز هم ریخت بسا
موسم سوسن و سنبل یخن پارۀ لالست قرین
کوچ بربستۀ یورشگر ما را بنگر
بار بر گردن و دزدیده زما لعل ونگین
بهر تمهید فرار و رۀ با امن و امان
همه در راه درآمد طرف غرب زمین
خوش باد خوش مزمل چمن سبز بهار
طرب بلبل و هم فاخته و کبک نوین

—————-

برگرفته از شماره هشتم مجلۀ وزین حقیقت

Related posts